یکی به من بگه اگه من بیام شهرشون کمکم میکنه یه دو روز اونجا یه جای دنج با پرداخت هزینه پیدا کنم که تا کارامو انجام میدم مجبور نشم برم هتل؟
کدوم شهر؟ چن جا که مجبورم سفر کاری کنم:(ممکنه بازم تعدادش کمو زیاد بشه مثل الان)شیراز/تبریز/کرمان/تهران/همدان
-ارومیه انجام شد.(مرسی بینهایت از مقداد)
مابقی در صف انتظار.
+ مرقومه شکیبا در سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ساعت
|
...با هم قدم میزدیم...زیر درختان زیزفوون...تو برگشتی نگاهی به عقب انداختی و گفتی: اوووه! چه مسیری آمدیم! من دستت را همانطور به آرامی فشردم و آرامتر گفتم: بله...درست است!
نور ملایم خورشید از لابلای برگهای درختان حاشیه خیابان روی گونه هایمان بازی میکرد...و بستنی فروش با کالسکه کوچک خود آرام مسیری را میپیمود...
خواستی روی نیمکت آن گوشه خیابان،کمی بنشینیم....نشستیم..من،دوره گردی را -که تنقلات میفروخت- صدا کردم و برای هردومان کمی بادام زمینی خریدم...دوره گرد گفت: آقا! لواشکهایم هم عالیست! امتحان کنید! من به تو نگاهی پرسشگر انداختم و تو تائید کردی...برایت لواشک خریدم...
وقتی مشغول خوردن بودیم چشمان زیبایت را نگاه میکردم...درخشان و شفاف و پر آب بودند...به روبرو نگاه میکردی و آنسوی پیاده روی خیابان را - هر از گاهی-
از شیر آب آشامیدنی تعبیه شده توسط شهرداری کمی آب نوشیدیم و دوباره ادامه مسیر را قدم زدیم..
بخشی از انتهای فصل هفتم- خاطرات من و مارگریتا../س.شکیبا
+ مرقومه شکیبا در جمعه 29 اردیبهشت1391 ساعت
|
تولدت خیییلی خیییلی خییییلی مبارکا نازدونهء یکی یه دونهء ما
+ مرقومه شکیبا در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ساعت
|
ای تمام ماه من
طلوع کن!
+ مرقومه شکیبا در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ساعت
|
سلام بر سپیده ...سلام بر شامگاه ... و گل بگیرن بین این دو تا رو...
+ مرقومه شکیبا در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ساعت
|
امروز صبح جلو بهارستان با مسوول تیم امنیتشون درگیر شدم..بهش میگم اگه به تو یه گله بدن چطور میخوای امنیتشون رو حفظ کنی.میگه ۴ تا گرگ! تربیت شده میذارم کنارشون،خودشون مراقبن!
-ینی خاک بر سرشا...
+ مرقومه شکیبا در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ساعت
|
(با صدای بلند و محکم)... خب! برادرا توجه کنن!!!
+ مرقومه شکیبا در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ساعت
|
خودشم گفته! جالبه...
-مخاطب خاص داشت این؟مردم؟(به سبک شهیدی فر)
+ مرقومه شکیبا در سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ساعت
|
ینی جلف آآآ...
+ مرقومه شکیبا در سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ساعت
|
خبرگزاری ماهتاب
+ مرقومه شکیبا در سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ساعت
|
به نظر شما چرا در ایران خانومها نمیتونن خلبان بشن؟
+ مرقومه شکیبا در سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ساعت
|
آخییشش...
چن وخ بود شعار نداده بودیم...!
+ مرقومه شکیبا در دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ساعت
|
ثروتمندتر از من نیست...وقتی قلبت را دارم!
+ مرقومه شکیبا در دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ساعت
|
با سلام و ادب خدمت تمامی اهالی این سرزمین پاک و ضمن عرض تبریک بمناسبت امروز به اطلاع آندسته از هموطنان گرامی که تاکنون در این زمینه اقدامی انجام نداده اند میرساند طی روزهای آینده اقدام لازم را مبذول داشته و مدارک خود را به همراه "رسید فیش واریزی" به این اداره ارسال نمایند.بدیهی است پس از اتمام مهلت مقرر مجددا و به کرات فراخوان های مشابه داده خواهد شد لذا هموطنان گرامی نگرانی از این بابت نداشته باشند.ما تا نفر آخر مبالغ را نگیریم ولتان نمیکنیم!
"ستاد تسریع عبور و مرور و افزایش تعداد مامورین جلوی پل"
+ مرقومه شکیبا در دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ساعت
|
انقد من بدم میاد از اینایی که تا یه چی تموم میشه همه چی رو تموم میکنن یا فرض میکنن...انقد بدم میاد...
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
میرم مدرسه...میرم مدرسه...جیبام پره....عکسای سک.سه...جیبام پره....شیشه و مزه...
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
"بی تا" چی شدی یهو؟

کجا رفتی؟

بد نگرانم کردی...
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
اوز بالاجا دونیام وار....اوز بالاجا دونیام وار
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
کوئک کوئک
آره دیگه من الان اردکم! جون تو...تو هم رئیس جمهوری!
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
وا کن اون گوشه چارقدتو / بذا ببینم اون صورت ماهتتو
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
دختر به پسر در خیابان: جلوتو نگا کن!
دختر در خلال صحبتهایش در جمع دوستانه خودشان:...آره...من همممییشه جلومو "نگا" "میکنم"
- برداشتی آزاد از آخرین پست "به خدا ما میفهمیم"
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
یه بوس کوشولو!
+ مرقومه شکیبا در یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ساعت
|
چییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟پسسسسسسسسسسسسسسسسسس
ات چند؟
+ مرقومه شکیبا در شنبه 23 اردیبهشت1391 ساعت
|
من بنگ بنگ میکنم
تو گوپ گوپ
و دیگری
سر تکان میدهد!
+ مرقومه شکیبا در شنبه 23 اردیبهشت1391 ساعت
|
من از آن نرگسان اشک ریزان
گریزانم/گریزانم/گریزان...
- خدا رحمتت کنه مرد...(اشاره به شاعر مرحوم دکتر حمیدی شیرازی)
+ مرقومه شکیبا در شنبه 23 اردیبهشت1391 ساعت
|
میلاد فرخنده بانوی دو عالم
بانوی آفتاب و آب و آینه
و روز مونثین رو به تمام جامعه مخاطبینش صمیمانه تبریک و شاد باش عرض میکنم.....مبارکا باد!
+ مرقومه شکیبا در شنبه 23 اردیبهشت1391 ساعت
|
یک لیوان آرامش...لطفا!
+ مرقومه شکیبا در جمعه 22 اردیبهشت1391 ساعت
|
دیگر هیاهوها به هیچ انگاشته شده اند...چونان مریمی که از شهر خارج شده....
زمان
آبستنی ست...
بی والد!
+ مرقومه شکیبا در جمعه 22 اردیبهشت1391 ساعت
|
یه کم جلوتر از بالاتر
+ مرقومه شکیبا در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ساعت
|
تا برگردی برگشتم...
+ مرقومه شکیبا در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ساعت
|